آموزش ژوپی‌آ
مطالب آموزشی با محوریت حقوق جنسی
     
ازدواج و طلاق کودکان در ایران
یکی ازخاستگاه‌های مهم بروز مسائل اجتماعی مختلف که امروزه گریبان مردان و بخصوص زنان ایران را گرفته است، ریشه در دوران کودکی دارد. کودکی به عنوان پدیده اجتماعی چنان در اندیشه و فرهنگ دینی و سنتی ایرانیان در حاشیه توجه‌ها و برنامه‌ریزی‌ها قرار دارد که ناخواسته تمامی مسائل اجتماعی را به صورت بین نسلی و حلقه به حلقه به آینده منتقل می‌سازد.

ازدواج کودکانچندی پیش در رسانه‌ها منتشر شد: «در سال ۸۹ تعداد ازدواج‌های کودکان زیر ۱۰ سال ۷۱۶ مورد بوده که نسبت به سه سال قبل آن حدود دو برابر، آمار این ازدواج‌ها در کشور افزایش یافته است.» 

آخرین سرشماری صورت گرفته در سال ۸۹ نشان می‌دهد که «۳۴۲ هزار کودک زیر ۱۸ سال» در ایران ازدواج کرده‌اند که در این میان «۴۲ هزار» کودک در زمان ازدواج «۱۰ تا ۱۴ سال» داشتند. در همین زمینه ثبت احوال استان تهران گزارش کرد که در سال ۹۰ شمسی در استان تهران «۷۵ دختر یا پسر کمتر از ۱۰ سال»، «سه هزار و ۹۲۹ دختر و پسر ۱۰ تا ۱۴ سال» و «یک هزار و ۹۲۷ دختر و پسر ۱۵ تا ۱۹ سال» ازدواج کرده‌اند.

ازاین میان «۵۵ درصد» ازدواج کودکان در نقاط شهری و «۴۵ درصد» دیگر در نقاط روستایی ایران صورت گرفته است. آمار سال ۸۹ نشان می‌دهد که ۳۷ هزار کودک ۱۰ تا ۱۸ سال مطلقه و بیوه در کشور وجود دارد.

بر اساس آمار سال‌های ۸۶ تا ۸۹، سالانه «۸۰۰ دختر ۱۰ تا ۱۴ سال و ۱۵ هزار دختر ۱۵ تا ۱۹ سال» در ایران طلاق گرفته‌اند.» (رادیو زمانه)

ازدواج کودکان زیر ۱۸ سال براساس مفاد پیمان‌نامه حقوق بشر ازآنجاییکه برپایه انتخاب آزادانه و رضایت همسر نیست، ممنوع است. براساس کنوانسیون منع هرگونه تبعیض علیه زنان نیز مقوله ازدواج کودکان دختر به شدت منع شده است. ماده شانزدهم این کنوانسیون حاکی است: دولت‌های عضو، اقدامات لازم و مقتضی را در جهت حذف تبعیض علیه زنان در تمام مواردی که مربوط به ازدواج و روابط خانوادگی است نظیر داشتن حق یکسان برای (انعقاد) ازدواج، داشتن حق آزادانه و یکسان برای انتخاب همسر و (انعقاد) ازدواج بر پایه رضایت آزاد و کامل دو طرف، داشتن حقوق و مسئولیت‌های یکسان در دوران ازدواج و هنگام جدایی، تضمین خواهند کرد. طبق ماده دوم این پیمان نامه، نامزدی و ازدواج کودکان غیر قانونی است و کلیه اقدامات ازجمله وضع قانون جهت تعیین حداقل سن ازدواج و ثبت اجباری ازدواج در یک دفتر رسمی ضروری است. (... Convention for Elimination of)

مشکلات بسیاری در این گروه سنی و جمعیت انسانی به چشم می‌خورد، اما از بین مسائل مختلفی نظیر سوء تغذیه، کمبود شیر مادر، بی‌سرپرستی، بی‌هویتی فرزندان خارج از ازدواج رسمی، فقدان خدمات بهداشتی و درمانی لازم، فقر اموزشی، بی‌سوادی، بهره‌کشی جسمی و جنسی و ده‌ها مورد دیگر، ازدواج کودک یکی از مهم‌ترین مسائلی است که گریبان صد‌ها هزار دختر وپسر واقع در سن کودکی را به مخاطره انداخته است.

در این میان با اینکه هردو جنس پسر و دختر در معرض ازدواج‌های زودهنگام هستند، ولی دختران بیشترین قربانیان این پدیده به شمار می‌روند. ازدواج اجباری، ازدواجی است که بدون توافق معتبر یکی از طرفین یا هردو زوج صورت می‌گیرد و در آن اجبار عاطفی یا بدنی یک عامل اصلی است. از این منظر به دلیل اینکه هر فرد زیر ۱۸ سالی نمی‌تواند اطلاعات لازم برای یک انتخاب سرنوشت‌ساز مانند ازدواج را به راحتی به دست آورد، هر ازدواج در بین کودکان، نوعی ازدواج اجباری هم محسوب می‌شود. (۲۰۰۶ Child and Forced Marriag،)

برخی شواهد در آمار جهانی

آمارهای سال ۲۰۱۱ نشان می‌دهد در سطح جهانی ۳۶ درصد زنان ۲۰ تا ۲۴ ساله قبل از رسیدن به سن ۱۸ سالگی ازدواج کرده‌اند.

سالانه ۱۴ میلیون نوبالغ ۱۵ تا ۱۹ ساله زایمان می‌کنند و دختران زیر سن ۱۵ سال، پنج برابر بیش از دختران سن بیست سالگی دستخوش مرگ و میر در طول بارداری یا زایمان می‌شوند. فاصله زیاد سنی بین دختران زیر سن کودکی با همسرانشان، سبب تحمیل کار خانگی و محدودیت‌های رسیدگی به کودک و فرصت‌های آنان می‌شود و همین امر قدرت و توان تصمیم‌گیری در خانوار را کاهش می‌دهد. ((World children state، ۲۰۰۷، p ۲۷علی‌رغم تصور مردم برخی مناطق برای ازدواج زودهنگام که با هدف پیشگیری از بیماری‌های عفونی و اچ آی وی توجیه می‌شود، ولی این امر نتایج عکس به همراه دارد. به طوری که در صحاری جنوبی آفریقا ۱۷ تا ۲۲ درصد از دختران ۱۵ تا ۱۹ ساله دچار این بیماری هستند و فقط سه تا هفت درصد پسران بیماری مشابه دارند.

آمار‌ها حاکی است بیش از ۵۱ میلیون دختر خردسال در سنین کودکی در جهان به ازدواج واداشته شده‌اند. برآوردهای نیز نشان می‌دهد در دهه آتی قریب ۱۰۰ میلیون به این رقم افزوده خواهد شد. در این بین روزانه در طی دهسال اتی قریب ۲۰ هزار دختربچه وادار به ازدواج زودهنگام خواهند شد. (Child marriage and figures، ۲۰۱۰)

کودکان همسر: ازدواج زودهنگام کودکان

پدیده کودک همسری درجامعه ایران نیز امری دیرین و دیرپاست و امروزه به صورت یک قانون و سنت در دین اسلام مشروعیت بیشتری به خود گرفته است؛ به طوری که در منابع معتبر آمده است: «عایشه در شش یا هفت سالگی به محمد داده شد، و محمد که‌ ۵۴ سال سن داشت در نه سالگی با او نزدیکی کرد. هنگامی که‌ محمد در ۶۳ سالگی درگذشت عایشه‌ هجده‌ سال سن داشت... نمونه دیگر آن در اسلام ازدواج فاطمه زهرا در ۹ سالگی با علی است. او تنها نه ماه و نیم بعد در سن ده سالگی حسن را به دنیا آورد.» (ویکی پدیا، مدخل عایشه)

در ایران امروز طبق قانون مدنی کشور و بر اساس موازین شرعی پسران در پایان ۱۵ سالگی و دختران در پایان ۹ سالگی از نظر جنسی بالغ به حساب می‌آیند. طبق مصوبه شال ۱۳۸۱ ماده ۱۰۴۱ قانون عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ۱۳ سال تمام خورشیدی و پسر قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام خورشیدی منوط است به اذن ولی به شرط مصلحت با تشخیص دادگاه صالح. این شرط قانونی راه را برای عمل به موازین شرعی باز گذاشته است؛ به این معنی که اگر پزشکی قانونی تایید کند که فردی از نظر فیزیکی توانایی ازدواج و تشکیل خانوده را دارد، حتی در سنین پایین‌تر از این، مجوزی به نام «گواهی رشد» برای او صادر می‌شود.

بر اساس این مجوز او می‌تواند ازدواج کند. آمار سرشماری مربوط به تعداد افراد جمعیت برحسب سن نشان می‌دهد که حدود بیش از ۳۵ درصد کل جمعیت کشور زیر سن ۱۸ سالگی هستند. ازسوی دیگر مقایسه آمار‌ها حاکی از مجموع بیش از ۲۶ میلیون نفر کودک زیر ۱۸ سال هستند. شواهد آماری سال ۱۳۸۹ حاکی است که قریب ۹۵۰ هزار کودک زیر سن ۱۸ سال ازدواج کرده‌اند که با محاسبه آمار ازدواج‌های همین گروه سنی که اصولاً مورد ثبت قرار نمی‌گیرد می‌توان گفت آمار ازدواج کودکان زیر ۱۸ سال بیش از یک میلیون نفر است.

جمعیت کودک در ایران برحسب هزار نفر

جمعیت کودکان در ایران بر حسب هزار نفر

براساس این یافته‌های آماری از مجموع افراد واقع در سن بین ۱۰ تا ۱۹ سالگی (در کل۴. ۱۵میلیون نفر)، ۷. ۶میلیون نفر بین ۱۰ تا ۱۴ سالگی و ۷. ۸ میلیون نفر بین ۱۵ تا ۱۹ سالگی قرار دارند. از این جمعیت حدود ۸۹۰ هزار نفر کودک زیر ۱۹ سالگی تن به ازدواج اجباری داده‌اند. از بین جمعیت ۱۰ تا ۱۴ سال، ۷۸ هزارنفر حداقل یکبار ازدواج کرده‌اند- معادل ۲. ۱درصد- که از این بین فقط ۶۲ هزار و ۳۸۳ نفر در زمان سرشماری دارای همسر- ۸۰ درصد - بوده و باقی معادل نه هزار و ۵۹۷ نفر فاقد همسر- ۲۰ درصد- بوده‌اند. در این گروه سنی از کل کودکان ازدواج کرده، ۳۱ درصد پسر و ۶۹ درصد دختر هستند. کودکان بی‌همسر نیز از کل بی‌همسران این گروه سنی، شامل ۶۹ درصد پسر و ۳۱ درصد دختر هستند. ۵۳ درصد از این کودکان بر اثر طلاق و ۴۷ درصد بر اثر فوت همسر تنها و فاقد همسر هستند.

در چنین جغرافیایی، کودکان قبل از خروج از سن کودکی، به قبول مسئولیت مادری و کودک‌پروری، شوهرداری و خانه‌داری می‌پردازند و بی‌هیچ آموزش اولیه «کودکانه» مادری می‌کنند، کودکانه در بستر همسر می‌خوابند و کودکانه مشغول به خانه‌داری و تدبیر در منزل می‌شوند. از سوی دیگر آمار‌ها نشان می‌دهند درگروه سنی ۱۵ تا ۱۹ سال، ۸۱۴ هزار نفر ازدواج کرده‌اند- معادل ۹ درصد- که از این بین فقط ۷۸۷ هزار نفر دارای همسر- ۹۶ درصد- هستند و باقی چهار درصد بر اثر طلاق یا فوت همسر، بی‌همسر بوده‌اند. در بین کودکان بی‌همسر از کل بی‌همسران، پسر‌ها ۸۹ درصد و دختران ۱۱ درصد را تشکیل می‌دهند. رقم بی‌همسران حاکی است ۵۹ درصد مطلقه و ۴۱ درصد بیوه بوده‌اند. (سرشماری ۱۳۸۵؛ مرکز آمار ایران)

مردان بی‌همسر جوانسال در همسرگزینی مجدد رغبتی به انتخاب همسر از بین دختران بی‌همسر در زیر ۱۸ سال نشان نمی‌دهند و به انتخاب همسر از بین سایر دوشیزگان می‌پردازند. با چنین اوصافی دختران کودک مطلقه پس از مدتی در بهترین حالت به همسری مردان بزرگسال با فاصله سنی بسیار یا ازدواج با مردان همسردار به عنوان «هوو» در می‌آیند که خود از پیامدهای همین ازدواج زودهنگام است.

نتایج مطالعات صورت گرفته در ایران نشان می‌دهد که بیش از۲۰ درصد دختران (از ۷/۷ درصد در شهر تهران تا ۴۰ درصد در مناطق روستایى سیستان و بلوچستان) قبل از سن ۱۸ سالگى ازدواج کرده‌اند؛ به طوری که ازدواج زودهنگام مهم‌ترین عامل ترک تحصیل دختران نوجوان شناخته شده است؛ اگرچه شواهد حاکی است قریب ۴۰ درصد ازدواج‌ها در این استان اصولاً ثبت نمی‌شود.

رواج فرهنگ عشیره‌ای و طایفه‌ای و برخی باورهای سنتی، باعث شده است تا هنوز بسیاری از اهالی استان سیستان و بلوچستان، خود را از داشتن شناسنامه بی‌نیاز بدانند. در این استان پهناور افراد زیادی بدون ثبت رسمی ازدواج به صورت کاملاً سنتی باهم زندگی می‌کنند، طلاقشان ثبت نمی‌شود و کودکان حاصل از این ازدواج‌ها نه شناسنامه‌ای دارند و نه هویتی. به طوری که طبق گزارش روزنامه اعتماد از منابع خبری، بیش از ۴۰ درصد ولادت نوزادان در استان متعلق به پدر و مادرهایی بوده که ازدواجشان ثبت نشده است.

تحقیق صورت گرفته توسط یاراحمدى درباره تاثیر ازدواج زودهنگام بر ترک تحصیل زنان نوجوان در ایران با رویکرد چندسطحى، روى افراد مؤنث ۱۰ تا ۱۹ سال کشور نیز حاکی است به طور متوسط۱۶/۴ درصد افراد مؤنث ۱۵ تا ۱۹ سال کل کشور متأهل هستند که این رقم براى مناطق روستایى و شهرى به ترتیب ۶ . ۱۹ و ۱۳/۷درصد است.

میزان ازدواج زودهنگام در استان‌هاى کشور بیانگر آن است که پایین‌ترین میزان ازدواج زودهنگام متعلق به شهر تهران با ۷/۷ درصد است و مناطق روستایى استان‌هاى اصفهان و سیستان و بلوچستان بیشترین میزان را به خود اختصاص داده‌اند. در ارتباط با دلایل عدم اشتغال به تحصیل افراد ازدواج کرده نیز در این بررسى ۵۶ درصد افراد اظهار کردند که دلیل ترک تحصیل آن‌ها ازدواج بوده است. (۲۰ درصد ازدواج‌ها در ایران در سنین کودکی صورت می‌گیرد، ایسنا)

زمینه‌های بروز و تشدید ازدواج کودکان چیست؟

- تعیین حداقل سن ازدواج در ایران بر اساس قوانین شرعی صورت گرفته است. ازدواج پیامبر مسلمانان در ۵۴ سالگی با عایشه‌ ۹ ساله و نیز ازدواج امام اول شیعیان با فاطمه در ۹ سالگی حتی اگر این سنت قبل از اسلام هم وجود داشته، با این دو ازدواج مشروعیت بیشتری کسب کرده است.

- همسو بودن سنت و شرع نیز یکی از عوامل دیگر موثر بر ازدواج‌های اجباری و زودهنگام است. اگرچه به نظر می‌رسد خاستگاه اصلی این پدیده، سنت هم باشد، ولی باور‌ها و احکام دینی آن را بازتولید می‌کند. به طوری که وقتی سنت درحال تغییر و آماده تحول فرهنگی است، باور‌ها و قوانین دینی سخت منع ایجاد می‌کند و سبب ماندگاری این رفتار ضد حقوق بشری می‌شود.

- همچنین در بعد سنتی، مسئله بکارت و اهمیت آن نزد خانواده‌های سنتی سبب می‌شود خانواده‌ها، ازدواج زودهنگام را راهی برای پیشگیری از خطر از بین رفتن بکارت او بدانند. ملاحظات اخلاقی و آبرو نیز از عوامل موثر بر ازدواج کودکان محسوب می‌شود. اهمیت حفظ «آبروی خانواده» و بکارت دختر از همین رو بسیار زیاد است. از دیدگاه سنت، دختر برای تضمین بکارتش باید زود‌تر ازدواج کند. ازسوی دیگر به ازدواج با یک مرد و شوهر مسن‌تر از آنرو تشویق می‌شود که مرد بزرگسال بهتر می‌تواند از دختر در برابرخطرات احتمالی دفاع کند.(Child and Forced Marriag، ۲۰۰۵)

- یکی از دلایل دیگر می‌تواند وجود نابرابری جنسیتی باشد. در جامعه اسلامی ایران زنان و دختران موقعیت پست‌تری نسبت به مردان و پسران در جامعه دارند و همین امر سبب می‌شود در حتی پدیده ازدواج کودکان، دختران بیشترین نرخ ازدواج اجباری را به خود اختصاص دهند.

- فقر از زمره عوامل اصلی ازدواج کودکان است؛ به طوری که دختران در خانواده‌های فقیر معمولاً بار اقتصادی خانواده محسوب می‌شوند و لذا ازدواج آنان می‌تواند یک عامل راهیابی مشکلات اقتصادی خانواده تلقی شود. (Early and forced marriage) در میان برخی خانواده‌ها‌گاه با ازدواج دخترشان با افراد مسن‌تر می‌توانند به زندگی اقتصادی و اجتماعی دختر و حتی خودشان نیز سامان بهتری دهند.

- بررسی‌ها نشان می‌دهد که ازدواج دختران در سنین کودکی در خانواده‌هایی که پدر معتاد، بیمار روانی، بی‌سواد یا کودک تک‌والد یا والد ناتنی داشته باشد و از لحاظ اقتصادی - اجتماعی در سطح پایینی باشند، بیشتر است. امروزه قاچاق کودکان در قالب ازدواج گریبان‌گیر خانواده‌های فقیر است. (آسیب‌شناسی ازدواج اجباری، معبودیان)

- یکی دیگر از دلایلی که بخصوص در ماه‌های اخیر می‌تواند در زمره دلایل تشدید و افزایش نرخ و گرایش خانواده‌ها به ازدواج اجباری کودکان محسوب شود تاکید بر افزایش نرخ رشد جمعیت و وادار کردن دختران و پسران برای ازدواج‌های زودهنگام است که برای پیشگیری از وقوع آگاهی و انتخاب در بین کودکان خردسال پس از ورود به سن بلوغ جنسی و اجتماعی صورت می‌گیرد.

- از دلایل دیگر بروز ازدواج اجباری برای کودکان وجود عامل فشار و تهدید به مرگ درصورت عدم تمکین به ازدواج اجباری است که موسوم به قتل ناموسی است. هژمونی ناشی از قدرت ساختار پدر- مردسالاری در ساختار خانواده، جامعه، دین و حقوق مدنی در کشور زمینه‌ساز رعب و وحشت به ویژه دختران در اطاعت از دستور پدر و یا مردان بزرگ خانواده شده است و در این میان مادران حتی درصورت عدم موافقت، توان بروز آن را ندارند.

پیامد‌ها

-ازدواج زودهنگام منجر به زنانه شدن فقر می‌شود. از یکسو دختران با ازدواج اجباری و زودهنگام از فرایند آموزش و تحصیل دور می‌مانند و با فقر آموزشی روبه‌رو می‌شوند و از سوی دیگر به دلیل همین کم سوادی و دانش اندک، توانایی رویارویی با مسائل خانوادگی را پیدا نمی‌کنند و در توسعه خانواده و تربیت فرزندان نیز سرمایه مناسبی محسوب نمی‌شوند. لذا دختران و زنان بیشترین قربانیان این پدیده هستند. پس از جدایی و طلاق‌های شایع در این طیف و گروه سنی، به دلیل‌‌ همان فقر آموزش و مهارت، ادامه زیست برای خانواده‌هایی که این کودکان سرپرستی آن را برعهده دارند، بسیار مشکل‌آفرین می‌شود. از این‌رو است که ازدواج زودهنگام و اجباری سبب ساز تحکیم و شیوع مدار شوم فقر و فقرزایی و زنانه شدن بیشتر آن می‌شود.

-دیگر پدیده‌ای که می‌شود به عنوان پیامد به آن اشاره کرد، پدیده‌ خودسوزی یا خودکشی بین دختران است که باز پدیده‌ای به نسبت رو به گسترش است. این واقعه به ویژه در برخی استان‌ها شیوع بیشتری دارد و مثلاً ایلام بیشترین نرخ خودسوزی زنان و دختران را به خود اختصاص می‌دهد.

-خشونت و سوءاستفاده در روابط جنسی بیشتر بین دختران زیر سن ۱۸ سال رخ می‌دهد که ناگزیر از ازدواج‌های اجباری بوده‌اند. این خشونت از بدو تحمیل ازدواج آنان با مردانی که مورد علاقه‌شان نیستند و همچنین ازدواج در سنینی که امکان و قدرت تصمیم‌گیری ندارند شروع می‌شود و تا نوعی سوء استفاده جنسی همسران این دختربچه‌ها به دلیل ناتوانی در دفاع از خود و نااگاهی از حقوق خویش گسترش می‌یابد.

-تجاوز به کودکان و بچه‌بازی به نام ازدواج از دیگر پیامدهای نامحسوس این پدیده به ظاهر شرعی و قانونمند است. پدوفیلیسم به عنوان یکی از مهم‌ترین جرایم نظام‌های مدرن حقوقی در جهان توسعه یافته به چنان امر ساده و قابل قبولی تبدیل شده است که در زیر نقاب شرعی فرصت مناسب را به سوءاستفاده‌کنندگان جنسی از کودکان می‌دهد. پدیده بچه‌بازی و سوء استفاده جنسی از کودکان به ویژه دختران خردسال، نوعی مشارکت والدین، همسر، نهاد دین و نظام حقوقی کشور در مشروعیت بخشیدن بدان به نام ازدواج است.

-ازدواج زودهنگام با دختر نابالغی که آمادگی جسمی کافی ندارد به ویژه با مردان بزرگسال پیامدهای فیزیکی و بدنی زیادی از نظر سلامتی دارد. براساس مطالعات انجام شده همبستگی قوی بین سن مادر و نرخ مرگ و میر مادر وجود دارد. ازدواج زودهنگام و بارداری زودرس در بین دختران ۱۰ تا ۱۴ ساله پنج برابر بیش از زنان در سن ۲۰ تا ۲۴ ساله تلفات جانی هم برای مادر و هم جنین به همراه دارد. اچ آی وی و ایدز نیز از خطراتی است که ازدواج‌های زودرس را تهدید می‌کند. دلیل این امر هم برخلاف تصور والدین که ازدواج زودهنگام می‌تواند سلامت دختران را نیز تضمین کند، ناشی از این است که شوهران ناقل بیماری‌های جنسی ناشی از ارتباط جنسی با افراد دیگر هستند. فاصله سنی و قدرت اقتصادی پایین‌تر دختران باعث می‌شود توان دختران در مذاکره پیرامون تصمیم‌های جنسی، استفاده از روش‌های پیشگیری و عمل رابطه جنسی کاهش یابد. رابطه نزدیکی دربین ختنه دختران با ازدواج زودهنگام نیز وجود دارد. (Child and Forced Marriag، ۲۰۰۵)

-بخشی از پدیده دختران فراری یکی از پیامدهای همین ازدواج زودهنگام است. به طوری که تنها راه برون رفت دختران در سنین واقع در تحصیل و قبل از ۱۸ سالگی از تحمیل ازدواج توسط خانواده‌هایشان، ترک خانواده و دور شدن از محیط اجتماعی است که این فشار را برآنان می‌آورد.

- ازدواج زودهنگام الزامات قابل توجهی روی عروس‌های زیر ۱۸ سال از نظر سطح پایین آموزش، بهداشت ناچیز، فقدان استقلال شخصی به دنبال دارد. بررسی‌ها نشان می‌دهد چنین موقعیتی سبب می‌شود فرایند جامعه‌پذیری دختران خردسال از انواع تحولات‌شناختی و جسمی، روحی و فکری به نقش باروری تقلیل می‌یابد! همبستگی نزدیکی بین ازدواج زودهنگام و سطح آموزش دختران وجود دارد (Child and Forced Marriag، ۲۰۰۵)

- یکی دیگر ازپیامدهای آسیب‌رسان ازدواج کودکان جدایی از خانواده و دوستان، از دست دادن آزادی تعامل با همسالان و مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی و کاهش فرصت‌های آموزشی است. همچنین ازدواج کودک منجر به کار اجباری یا بردگی کودکان، استثمار جنسی و تجاری و خشونت علیه آنان است. (۲۰۰۶Child Marriage، unicef،)

- ازدواج زودهنگام منجر به طلاق و جدایی بیشتر می‌شود؛ همچنین به دلیل بزرگسالی شوهران! مخاطره بیوه شدن دختران عروس نیز بیشتر می‌شود. (Child and Forced Marriag، ۲۰۰۵) به همین دلیل دختران از نظر اجتماعی، فرهنگی و حقوق مالکیت، در معرض تبعیض و محرومیت مضاعفی قرار می‌گیرند.

- تضاد ازدواج کودکان با مفاهیم حقوق بشری نیز می‌تواند در زمره پیامدهای حقوقی این امر محسوب شود. به طوری که این پدیده با مفاد زیر در تناقض است: بند ۱ و ۲ ماده ۱۶ پیش‌نویس حقوق بشر مصوب ۱۹۴۸ در خصوص برابری جنسی در همسرگزینی، ازدواج، تشکیل خانواده و استقلال رای/ ماده یک پیمان توافق با ازدواج مصوب ۱۹۶۴ با تاکید اینکه هیچ ازدواجی بدون رضایت کامل و آزادانه طرفین قانونی نیست/ ماده ۲ با شرط سنی برای ازدواج طرفین که کمتر از ۱۵ سال نباشد، و ماده ۳ مبتنی بر اجبار ثبت رسمی و علنی همه ازدواج‌ها/ پیمان حقوق کودک ۱۹۸۹ در بسیاری از مواد مانند ماده ۳ مربوط به حفظ منافع کودکان، ماده ۱۹مربوط به حق حفظ کودکان از انواع خشونت جسمی و فکری، آزار یا سوء استفاده، سوء تربیت و بهره‌کشی، سوءاستفاده جنسی، ماده ۲۴ مربوط به حق بهداشت و دسترسی به خدمات بهداشتی درمانی و جلوگیری از اعمال سنتی آسیب‌رسان، ماده ۲۹ و ۲۸ مربوط به محافظت برای آموزش برابر، ماده ۳۴ مربوط به حق محافظت در برابر هر نوع بهره‌کشی و سوء استفاده جنسی و ماده ۳۶ (Child and Forced Marriag، ۲۰۰۵)

- شوهرکشی، به عنوان یکی از پیامدهای آسیب‌شناختی ازدواج اجباری است. با افزایش سن و سطح آگاهی و فشار بیشتر ناشی از چرخش قدرت در خانواده حتی در سطح اندک خود و خشونت بیشتر مردان همسر، زمینه تشدید خشونت در خانواده فراهم می‌شود. زنان در چنین مسیری به دلیل اینکه نه در خانواده و نه در جامعه حامی لازم را نمی‌یابند، اقدام به عمل شخصی می‌کنند و خشونت را با خشونت پاسخ می‌دهند. (دراین خصوص بنگرید به شوهرکشی، تلاشی مقابل خشونت، رادیو زمانه)

بسیاری از مسائل مبتلابه جامعه ایران و به‌ویژه بزرگسالان، ریشه در دوران کودکی و عفلت از حقوق کودکان و اهمیت نسل آتی دارد. نگاه اکثر نهادهای دفاع از حقوق بشر در ایران در هر نقاب و عنوان سیاسی و صنفی و وابسته به هر قشر اجتماعی، می‌بایست مجهز به نگرش آینده‌شناسی و آینده‌نگری باشد. بدین معنا که بسیاری از مطالبات امروز آنان در فردایی قابل تحقق خواهد بود که کودکان امروز، مدیران و زنان و مردان و هم صنف‌ها و گروه‌های همسود همانان در آینده خواهند بود. کودکی که در فضای آموزشی مناسب، رشد فکری، روحی، جسمی، آموزشی و بهداشتی متعادل و قابل قبول زندگی کند در بزرگسالی کمتر مورد تعرض قرار می‌گیرد و دیگر مانند بسیاری از بزرگسالان امروز جامعه ایران، خود علیه خود اقدام نمی‌کند.

منابع:

سرشماری ۱۳۸۵؛ مرکزآمارایران، جمعیت ده‌ساله و بیشتر برحسب جنس، سن و وضع زناشویی

آمار بالای ازدواج كم سالان در ایران

ارزیابی كنوانسیون از منظر فقه اسلامی

خبر20 درصد ازدواج ها در ایران در سنین کودکی صورت می گیرد، گزارش ایسنا

آسیب‌شناسی ازدواج اجباری/ بهروز معبودیان/ اعتماد

ازدواج والدین۴۰ درصد از کودکان ثبت نشده است محبوبه حسین‌زاده

شوهرکشی، تلاشی مقابل خشونت

افزایش آمار ازدواج کودکان زیر ۱۰ سال در ایران، زمانه

منابع انگلیسی:

World children state 2007, UNICEF, http://www.unicef.org/sowc07/docs/sowc07.pd

Child and Forced Marriag, http://www.forwarduk.org.uk/key-issues/child-marriage

EARLY MARRIAGE CHILD SPOUSES, 2001, http://www.unicef-irc.org/publications/pdf/digest7e.pdf

Child marriage and figures, 2010, http://www.icrw.org/child-marriage-facts-and-figures

Child Marriage, unicef, 2006, http://www.unicef.org/protection/files/Child_Marriage.pdf

Child Marriage, unicef, http://www.unicef.org/protection/files/Child_Marriage.pdf

Convention for Elimination of All Forms of Discrimination Against Women, 1975, http://www.hambastegy.net/women/konvectionzanan.htm

منبع: رادیو زمانه



+ | توسط Admin | تاریخ 15 شهریور 1391 | ساعت 07:52 | نظرات (0)

 

آموزش سلامت جنسي بايد مقطع بندي شود
صحبت از آموزش سلامت جنسي در كتاب‌هاي درسي ، همواره با موافقت‌ها و مخالفت‌هاي گسترده‌اي در ایران مواجه بوده است.

آموزش جنسی به کودکانيكي از مباحث آموزشي كه در سطوح مختلف تحصيلي با آن با احتياط برخورد مي‌شود، بحث آموزش سلامت جنسي در كتاب‌هاي درسي است، چرا كه به دليل حساسيت‌هاي فرهنگي و اجتماعي در خانواده‌هاي ايراني، صحبت از آموزش سلامت جنسي در كتاب‌هاي درسي، همواره با موافقت‌ها و مخالفت‌هاي گسترده‌اي مواجه بوده است.

از يك سو، بسياري از كارشناسان آموزشي بر اين باورند كه ورود مباحث سلامت جنسي به كتاب‌هاي درسي دانش‌آموزان، يك الزام اجتناب‌ناپذير است كه فوايد آن بر معايب آن مي‌چربد. اين گروه از روان‌شناسان بر اين باورند كه به دليل وجود رسانه‌هاي گوناگون، تغيير الگوي زندگي در عصر فعلي و لزوم پاك نكردن صورت مساله، ‌واجب است كه بحث سلامت جنسي در همان سنين پايه به كتاب‌هاي درسي ورود پيدا كند؛ زيرا اگر خانواده يا سيستم آموزش و پرورش جامعه در آموزش علمي و مطمئن اين‌گونه مباحث كوتاهي كنند، آن​گاه احتمال دارد كه كودك يا نوجوان، دغدغه‌ها و سوال‌هاي جنسي خود را با توسل به راه‌هايي نامطمئن جستجو كند.

از سوي ديگر، همچنان برخي از مردم و حتي كارشناسان آموزشي نيز وجود دارند كه معتقدند​ ورود مباحثي همچون سلامت جنسي به كتاب‌هاي درسي موجب مي‌شود كه زمينه براي بيدار شدن نيازها و غرايز جنسي در كودكان و نوجوانان هموارتر شود؛ اين گروه، بر اين گمانند كه آموزش سلامت جنسي در كتاب‌هاي درسي، به اصطلاح چشم و گوش كودك را زودتر از سنش باز مي‌كند.

آموزش سلامت جنسي بايد مقطع بندي شود

عباس رمضاني، روان‌شناس در گفت‌و‌گو با «جام‌جم» با اشاره به لزوم ورود مباحث سلامت جنسي به كتاب‌هاي درسي مي‌گويد: «اتفاقا ورود مباحث سلامت جنسي به كتاب‌هاي درسي يك الزام جدي است كه بايد از همان سنين پايه به آن توجه شود؛ حتي معتقدم آموزش جنسي بايد از همان سنيني شروع شود كه در حال معرفي اعضاي بدن به كودكانمان هستيم.» رمضاني با بيان اين كه بايد به كودك بياموزيم كه اگر مشكل پزشكي در اعضاي تناسلي‌اش به‌وجود آمد، آن مشكل را بدون ترس و دلهره با والدينش در ميان بگذارد، تاكيد مي‌كند: از همان لحظه‌اي كه كودك شروع به فهميدن مي‌كند بايد آموزش سلامت جنسي توسط والدين آغاز شود؛ در مراحل بعدي هم بايد سيستم آموزش و پرورش و والدين به گونه‌اي برنامه‌ريزي كنند كه آموزش‌هاي سلامت جنسي ضمن توجه جدي به سن كودك، مقطع بندي شده و آنگاه اين مباحث دسته‌بندي شده و متناسب با سن كودك مي‌تواند به كتاب‌هاي درسي نيز ورود پيدا كند.

نكته: با​ آن​که خيل عظيمي از نوجوانان بالغ در مدارس کشور تحصيل مي‌کنند، اما نشاني از آموزش سلامت جنسي در کتاب​هاي درسي ديده نمي‌شود

اين كارشناس، ضمن انتقاد از خانواده‌هايي كه به نحوي غير كارشناسي به مباحث سلامت جنسي كودكانشان برخورد مي‌كنند، توضيح مي‌دهد: «متاسفانه برخي​ خانواده‌ها هستند كه اطلاعات اوليه در مورد سلامت جنسي كودكانشان را دريافت مي‌كنند، اما اين اطلاعات را با توجه به ديدگاه‌هاي خود، كارشناسي و تحليل مي‌كنند؛ يعني در خصوص سلامت جنسي فرزندشان با توسل به يكسري از اطلاعات اوليه و برداشت شخصي‌شان از همان اطلاعات، عمل مي‌كنند.»

وي تصريح مي‌كند: «حتما خانواده‌ها درخصوص سلامت جنسي فرزندان‌شان از نظرات مشاوران و روان‌شناسان بهره ببرند و اين موضوع مهم را به هيچ وجه دست‌كم نگيرند.»

فقر آموزش سلامت جنسي در مدرسه و دانشگاه

با نگاهي اجمالي به مباحث كتاب‌هاي درسي طي ساليان متوالي، براحتي مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه مسئولان حوزه آموزش كشور تمايل دارند كه مبحث سلامت جنسي و آموزش‌هاي ضروري در اين حيطه را تا دوره آموزش‌هاي عالي به تعويق بيندازند.

گرچه حتي در دوره‌هاي آموزش عالي هم، دروسي همچون «تنظيم خانواده» تنها به ذكر كليات و مقدمات اين مبحث حساس مي‌پردازد و درواقع، كل آموزش‌هاي سلامت جنسي در دانشگاه‌هاي كشور تنها به چند واحد درسي محدود شده است، اما با وجود اين، بسياري از كارشناسان آموزشي بر‌اين باورند كه حتي ارائه چند واحد درسي مشابه در مدارس كشور نيز مي‌تواند سلامت جنسي را بخصوص بين دبيرستاني‌ها ارتقا دهد. به طورمثال، به گفته بسياري از متخصصان، متوسط سن بلوغ در دختران ايراني 11 سال است و اگر در نظر داشته باشيم كه سن ورود دختران دانش‌آموز به دانشگاه‌ها، 18 سال باشد؛ در نتيجه دانش‌آموزان دختر كشور ما، نه در سنين قبل از بلوغ و نه حتي طي هشت سال بلوغ جسمي خود، آموزش‌هاي درسي متناسب با سلامت جنسي در مدارس دريافت نمي‌كنند.

به هر روي، با وجود بيماري‌هاي جنسي متنوع و همچنين مقابله با افرادي كه تلاش مي‌كنند از دانش‌آموزان، سوءاستفاده جنسي كنند، ورود مباحث آموزش سلامت جنسي در كتاب‌هاي درسي مي‌تواند خطرات و بيماري‌هاي جنسي در سنين حساس كودكي و نوجواني را در كشور ما بيش از پيش كنترل كند.

منبع: تغییر برای برابری



+ | توسط Admin | تاریخ 14 شهریور 1391 | ساعت 05:07 | نظرات (0)

 

ختنه، سوالی بزرگ برای پدر و مادر آمریکایی
درحالی که اروپایی ها بیش از پیش عمل ختنه پسرها را زیر سوال می برند، پزشکان اطفال در آمریکا اعلام کرده است که توجیه پزشکی این اقدام بیشتر و بیشتر می شود. اکثر مردان در آمریکا ختنه شده اند اما نسبت نوزادانی که تحت این عمل قرار می گیرند درحال کاهش است – که نشان می دهد آمریکایی ها مطمئن نیستند ختنه باید انجام شود یا نه.

ختنه پسراناستفان باکس – مثل بیشتر مردان در آمریکا – ختنه شده است.

او هفت ماه قبل پسردار شد و باید تصمیم می گرفت که او را ختنه کند یا نه. تصمیم ساده ای نبود.

او می گوید: "با این موضوع راحت نبودم که از من متفاوت باشد."

استفان باکس از نسلی از آمریکایی هاست که ختنه روی تقریبا همه آنها انجام شده – در آن زمان وقتی کسی ختنه نشده بود در اتاق رختکن مورد توجه قرار می گرفت و موضوع کنجکاوی و یا حتی تمسخر بود.

او می گوید: "پسربچه ها می توانند گاهی با دیگر پسربچه هایی که متفاوتند بی رحم باشند."

اما استفان و همسرش تصمیم گرفتند پسرشان را ختنه نکنند. آنها احساس می کردند که دلیل خوبی برای انجام عمل ندارند.

استفان می گوید: "فقط به این خاطر که ما اینطور بزرگ شدیم دلیل نمی شود که راه درستی بوده."

در پایان ماه ژوئن دادگاهی در آلمان حکم داد که ختنه کودکان زیانبار است و ناقض حقوق کودک به حساب می آید.

یهودیان و مسلمانان خشمگین شدند و حکم را حمله ای به یکی از اجزای اساسی دین خود تلقی کردند.

سرمقالات و صفحات ستون آزاد در روزنامه های عمده آمریکایی نیز ابراز انزجار کردند و ۲۰ نماینده کنگره در نامه ای به سفیر آلمان در واشنگتن "نگرانی عمیق" خود را مطرح کردند.

برخلاف اروپا – که میزان ختنه پایین است و اغلب به جوامع یهودی و مسلمان محدود می شود – ختنه یکی از متدوال ترین عمل ها در آمریکاست.

سه چهارم مردان بزرگسال در این کشور ختنه شده اند. هر سال بیش از یک میلیون ختنه انجام می شود.

اما این عمل در حال کاهش است زیرا پدر و مادرها تصمیم به شکستن سنت گرفته اند و یک جنبش ضدختنه که صدایش هر روز بلندتر می شود درحال ظهور بوده است.

ارقام مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها نشان می دهد که ۵۵ تا ۵۷ درصد نوزادان پسر در آمریکا اکنون در بیمارستان ختنه می شوند و آمار آنها هرسال تقریبا یک درصد افت می کند.

دکتر داگلاس دیکما استاد طب اطفال در دانشگاه واشنگتن می گوید ختنه پسرها برای سالیان سال یک تصمیم از پیش تعیین شده بود.

او می گوید: "تصور می شد که ختنه به اندازه واکسینه شدن عادی است. تا اواخر دهه ۱۹۷۰ پزشکان می پرسیدند "کی می خواهید فرزندتان ختنه شود؟" اما حالا احتمالا می پرسند "آیا می خواهید فرزندتان ختنه شود؟"."

 

یک نقطه عطف مهم در سال ۱۹۹۹ روی داد زمانی که در راهنمای رسمی گروه پرنفوذ آکادمی پزشکی اطفال آمریکا آمد که دلایل پزشکی برای ختنه (کاهش خطر عفونت مجاری ادرار و سرطان آلت تناسلی) آنقدر قوی نیست ختنه نوزادان پسر به صورت روتین توصیه شود یا برعکس از آن پرهیز شود.

براساس آن راهنما، تصمیم در این مورد با پدر و مادرهاست.

دکتر ماروین از بیمارستان عمومی ماساچوست که صدها ختنه انجام داده می گوید: "شما عملی را به روی کسی انجام می دهید که نمی تواند برای خودش تصمیم بگیرد – این گزینه ای دشوار برای پدر و مادرها و پزشکان است."

او می گوید این بیشتر یک "تصمیم فرهنگی" است تا پزشکی و بنابراین پدر و مادرها باید تصمیم بگیرند و کار او ذکر محاسن و معایب است.

دکتر وانگ می گوید بیشتر پدر و مادرها با اعتقادات راسخ می آیند و آنچه پزشک می گوید کمتر تاثیر می گذارد.

او می گوید یکی از متداول تر دلایل برای عمل این است که پدر می خواهد فرزندش مثل او باشد یا نگران است که فرزند در صورتی که ختنه نشود مورد تمسخر قرار گیرد.

او تخمین می زند که در بیمارستان عمومی ماساچوست از هر ده نوزاد شش نفر عمل می شوند که کمی بالاتر از میانگین ملی است و برای پانزده سال ثابت مانده.

براساس برخی محاسبات میزان ختنه در بخش های مختلف آمریکا به شدت متفاوت است – از بیش از ۸۰ درصد نوزادان در ایالات نبراسکا، آیووا، ویسکانسین و کنتاکی تا حدود ۲۰ درصد در سواحل غربی.

لوران گریسون که در لس آنجلس زندگی می کند و تصمیم گرفته پسر ۱۴ ماهه اش را ختنه نکند می گوید: "این ممکن است بخشی از یک جریان تازه باشد."

 

"در کلاس بارداری که ما در آن شرکت کردیم، فقط بچه یک نفر ختنه شد. عجیب است چون وقتی ما بزرگ می شدیم همه ختنه می شدند."

او در مورد پسرش می گوید: "به نظر نمی رسد که از لحاظ پزشکی ضروری باشد. اگر چیزی نشکسته نیاز به تعمیر ندارد."

اما او می گوید تصور در خانواده این بود که او هم بچه اش را ختنه خواهد کرد و مادرش از تصمیم او ناراحت شد.

"او واقعا می خواست نوه اش ختنه شود... او فکر می کند پسرم به خاطر تمسخر هم سن و سال هایش دچار ناراحتی روحی خواهد شد و اینکه ختنه نشدن ممکن است باعث عفونت شود."

جسیکا لاولس مادر دیگری در لس آنجلس است که خود را مجبور می بیند تصمیم برای ختنه نکردن پسرش را برای خانواده شوهرش توجیه کند.

او می گوید: "در مهمانی پیش از زایمان، گروهی از آنها پیشم آمدند و گفتند "باورمان نمی شود که این کار را نمی کنی"."

او نگران است که دوستانش ممکن است تصمیم او را زیر سوال ببرند و از طرح مساله خودداری کرده است.

ختنه پسرها در بسیاری کشورها با جمعیت های مسلمان یا یهودی تقریبا همگانی است – مانند عربستان سعودی، اردن، افغانستان، اسرائیل و نواحی فلسطینی.

در بعضی کشورهای آفریقایی این عمل بخشی از آداب ورود به دوره بلوغ است.

در بریتانیا حدود یک سوم مردان تا پیش از ایجاد خدمات بهداشت ملی در سال ۱۹۴۸ ختنه می شدند. اما "ان اچ اس" گفت که ختنه از لحاظ پزشکی ضروری نیست و بنابراین تحت پوشش قرار نمی گیرد و پس از آن این عمل به شدت کاهش یافت.

براساس ارقام سازمان بهداشت جهانی اکنون حدود ۹ درصد مردان در بریتانیا ختنه می شوند.

استیون اسووبودا بنیانگذار و مدیر گروه "وکلا برای حقوق کودکان" مستقر در کالیفرنیا می گوید در آمریکا (که کنوانسیون حقوق کودکان سازمان ملل را امضا نکرده) جنبش ضدختنه در چند سال اخیر رشد کرده است.

این گروه تاکنون ۱۸ ایالت آمریکا را قانع کرده است ختنه کودکان دیگر تحت پوشش بیمه دولتی برای نیازمندان (موسوم به مدیکید) قرار نگیرد.

 

اسووبودا می گوید: "این خیلی قابل توجه است. یعنی صدها هزار پسربچه در نتیجه این اقدام ختنه نمی شوند."

سال گذشته فعالان سعی کردند ختنه را در سانفرانسیسکو ممنوع کنند و حتی امضای کافی برای قرار دادن موضوع روی برگه های رای جمع کردند اما یک قاضی حکم داد که شهر سانفرانسیسکو اختیار کافی برای اعمال مقررات در این زمینه ندارد.

مخالفان می گویند که ختنه از لحاظ پزشکی لازم نیست (به جز در موارد نادر) و باعث بریدن گوشت سالم از کودکی می شود که کسب اجازه او برای این کار ممکن نیست.

آنها همچنین استدلال می کنند که ختنه ممکن است بر تجربه جنسی مردان اثر بگذارد. لورن جکس بنیانگذار و رئیس "هول نتوورک" (The Whole Network) یکی از گروه هایی که علیه ختنه فعالیت می کند می گوید پوست جلوی آلت تناسلی "یک چیز اضافی بی فایده" نیست.

خانم جکس می گوید: "این یکی از حساس ترین بخش های جنسی بدن مرد است، و هزاران عصب ویژه به آن ختم می شود."

اما علیرغم این روند در اروپا و آمریکا، آکادمی پزشکی اطفال آمریکا در روز ۲۷ اوت اعلام کرد که دلایل پزشکی برای انجام ختنه بیشتر شده است.

دکتر داگلاس دیکما که در تنظیم سیاست تازه این گروه نقش داشته می گوید: "داده ها در مورد زیان های ختنه تغییری نکرده، اما داده ها در مورد فواید آن چرا."

این داده ها شامل تحقیقاتی است که ختنه مردان را به میزان پایین تر آلودگی به ویروس اچ آی وی در مردانی که با زنان آمیزش دارند مرتبط می کند.

سازمان بهداشت جهانی براساس همین تحقیقات ختنه را به عنوان بخشی از استراتژی کاهش آلودگی به اچ آی وی در آفریقا تشویق می کند؛ سیاستی که منتقدانی دارد.

دکتر دیکما می گوید که راهنمایی تازه گروه آکادمی پزشکی اطفال آمریکا شامل داده هایی در مورد اچ آی وی است و عمدتا شبیه به سیاست کنونی این گروه با تاکید بر حق انتخاب پدر و مادر است.

اما بحث ها همچنان ادامه دارد و عجیب هم نیست.

خصوصی ترین عضو بدن، حقوق پدر و مادر، حقوق فرزندان، تحقیقات علمی بحث انگیز، تاریخ، سنت و مقداری مذهب را در هم آمیزید، و نتیجه دستورالعمل لازم برای منازعه ای است که تمامی ندارد.

منبع: بی بی سی فارسی



+ | توسط Admin | تاریخ 9 شهریور 1391 | ساعت 23:06 | نظرات (0)

 

تاثیرات مایع منی: شادی، سلامتی و دوری از افسردگی

تصویر ذره‌بینی اسپرمیک تحقیق عملی جدید که البته پر سر و صدا هم شده، تعدادی از زنانی که بدون کاندوم سکس دارند را تحت بررسی قرار داده و فاکتورهای این تحقیق نشان می‌دهد این زنان خوش‌حال‌تر و شادتر، تندرست‌تر و سالم‌تر هستند، از دیگر زنان به‌تر می‌خوابند و البته چیزی به نام افسردگی هم سراغ‌شان نمی‌آید. این به این معنا نیست که کاندوم را باید کنار گذاشت، ولی شاید منی، یا همان مایع اورگاسم مردانگی، حاوی افزودنی‌هایی است که باید آن را جدی گرفت و یا به آن پرداخت.

تحقیق یاد شده توسط دانش‌گاه اس یو ان وای، در آلبانی، SUNY انجام شده، می‌گوید محیط منی بسیار غنی است و می‌تواند تاثیرات مثبت زیادی در سکس برای زنان داشته باشد.

مهم‌ترین مسئله و یا حتا می‌شود گفت انحرافی‌ترین مسئله همین است، وقتی قرار است افراد سکس سالم داشته باشند، یعنی استفاده از کاندوم از واجبات است، حالا با این همه به قول معروف «وعده و وعید» مسئله سکس سالم و جلوگیری از بیماری‌های مقاربتی، با مشکل روبه‌رو می‌شود. اما منظور کارشناسان این است که اگر شما رابطه سالمی فقط با یک سکس پارتنر، به عبارتی فقط با یک نفر سکس دارید، و به هم اعتماد داشته و از قرص یا دیگر روش‌های جلوگیری استفاده می‌کنید، داشتن رابطه بدون کاندوم، سلامت بیش‌تری برای زنان خواهد داشت. این تحیق فقط روی خانواده و زوج متشکل از یک مرد و یک زن انجام شده و روی زوج هم‌جنس انجام نشده است.

اما کار مثبت و یا به درد خوردنی منی کجاست؟ یکی از کارشناسان تحقیق می‌گوید منی، سرشار از منابع شیمیایی کنترل روحیه و حالت روحی است. موادی مانند «استرون» و «آکسی توسین» که در بهبود روحیه نقش دارند، سروتونین که از انواع مقابله با افسردگی است و ملاتونین هم که در بهبود خواب تاثیر دارد، در آن هست.

این تحقیق روی 293 زن انجام گرفته که اعلام کرده بودند سکس بدون کاندوم را تجربه می‌کنند (البته سکس سالم و با افراد و پارتنرهای مشخص) همه این زنان هم پیش از این تحقیق مورد بررسی‌های موارد دیپرشن قرار گرفته که به صورت دقیق حالت‌های روحی و روانی و افسردگی آن‌ها مشخص و قابل اندازه‌گیری باشد.

نتیجه مشخص شد زنانی که در رابطه جنسی خود از کاندوم استفاده نمی‌کنند، کم‌تر به نشانه‌های افسردگی دچار می‌شوند و روابط روحی و روانی سالم‌تری دارند. دکتر سارا نلسون می‌گوید: «البته مسئله دیگری هم هست، فقط مسئله به داشتن سکس نیست که به خارج شدن منی در رحم و تاثیرات آن است. چرا که مسئله‌ای پیچیده با نام خرسندی یا شادی، با خیلی از عوامل و فاکتورها درگیر است و نمی‌توان آن را به یک عامل منوط و محدود کرد.»

تئوری شاخصی در تندرستی زنان هست که می‌گوید داشتن رابطه و قبول تدریجی و دایم یک نوع منی در بدن، به طور دراز مدت تاثیر خود را روی ساختار بدنی و روحی زنان نشان می‌دهد. از دیدگاه فرگشت، می‌توان گفت داشتن رابطه با یک جفت، کلید بهبود و سلامت هم هست و از این رو برخی از یافته‌های علمی هم آن را تایید می‌کند. یا حداقل برخی از ابعاد آن به لحاظ علمی قابل اثبات است که به‌تر است یک جفت سالم داشت تا هم نزدیکی روحی و هم نزدیکی جسمی، به سلامت بیش‌تر و شادی بالاتری منتهی شود.

منبع: رادیو کوچه



+ | توسط Admin | تاریخ 8 شهریور 1391 | ساعت 02:37 | نظرات (0)

 

روزنامه نگاران زن، کار در اتاقکهای شیشه ای

زنان روزنامه نگارروزنامه نگاران زن در ایران مشکلاتی فراتر از مسائل روزنامه نگاران مرد دارند، مشکلاتی که حتی برخی از آن با عنوان مسائلی جهانی یاد می کنند که روزنامه نگاران زن در سراسر جهان با آن دست وپنجه نرم می کنند . سایت خبرنگاران ایران در ستون حرفه- خبرنگار تلاش کرده تا مروری بر این تبعیض های نوشته و نانوشته داشته باشد . عذار دژم، روزنامه نگارو دبیر کمیته زنان انجمن صنفی روزنامه نگاران**در یادداشتی در این باره می نویسد :

مردانه - زنانه کردن مشاغل ستمی است به هر دو جنس و صدالبته بیشتر برای زنان. اگر کار یا شغلی دلخواه فردی باشد و اجرای آن را در توان خود ببیند دیگر نباید جنسیت مانعی برای رسیدن به حرفه مورد علاقه شخص شود. ولی شاهدیم که این امر در هیچ نقطه ای از این جهان پهناور مدنظر قرار نمی گیرد. البته شدت و ضعف دارد ولی به صورت یک باور بی بیان اجرا می¬شود. روزنامه نگاری یا خبرنگاری هم از این دست حرفه ها است.

مشکلات حرفه روزنامه نگاری در ایران در برخی ابعاد مرد و زن نمی شناسد اما این مشکلات برای زنان چندین برابر است. از خانواده شروع میشود و تا محیط کار و حوزه های خبری ادامه می یابد.

یک زن روزنامه نگار مانند بیشتر شاغلان زن، قبل از اینکه یک کارگر، پزشک یا معلم و.. باشد یک زن خانه دار یا یک مادر است با تمام وظایف آنها. ولی مردان از این امر مستثنی هستند. از این مرحله که بگذریم به مسائل محل کار می رسیم. سالها تصور می کردم پیشرفت زنان تنها براساس توانایی هایشان است اما زمانی که به عنوان دبیر کمیته زنان انجمن صنفی روزنامه نگاران در جلسات این کمیته حاضر می شدم متوجه شدم که برخی زنان با چه مصائبی دست و پنجه نرم می کنند و برای دورماندن از دام های برخی مسئولان مرد در نشریات با چه مشکلاتی رو به رو هستند. که البته این امر منحصربه این حرفه و ایران نیست. اما برای روزنامه نگاران زن که برای کار نیاز به آرامش ذهنی دارند اهمیت بسیاری دارد و در میان بازگو کردن مشکلات زنان در کمیته از میان سخنانشان خودی نشان می داد. این پایان مشکلات نیست و در حوزه های کاری نیز مشکلات بسیاری را باید دور زد.

زنان روزنامه نگار در ایران در بهترین شرایط تا دبیری یک سرویس پیشرفت می کنند مگر آنکه خود امتیاز یک نشریه را داشته باشند که این تعداد نیز انگشت شمار است. اساسا در تقسیم بندی مدیران زن و مرد، کفه ترازو به سمت مردان میل دارد. متاسفانه در تنها موردی که تفاوتی بین زن و مرد روزنامه نگار نیست توبیخ و زندانی شدن آنها است.

ده ها سال از عمر روزنامه نگاری در ایران سپری شده اما چه تعداد سردبیر و مدیر نشریه در یادمان تاریخی ما وجود دارد. تعداد از انگشتان دو دست فراتر نمی رود. اساسا زنان مجبورند برای تثبیت خود ابتدا خود را ثابت کنند. برای این منظور نیز باید دوبرابر مردان انرژی صرف کنند و در بهترین شرایط به دبیری سرویس آن هم در حد فرهنگ و ادبیات و اجتماعی رضایت دهند. به عبارت دیگر نه تنها در مورد مدیریت ها باید سقف شیشه ای را تحمل کنند بلکه در مورد دبیری سرویس ها نیز دیواری شیشه ای در کنار دارند و در واقع در یک اتاق شیشه ای به کار و حرفه خود مشغول اند.

اگر زمانی به دلیل تعداد بیشتر مردان تحصیلکرده دسترسی زنان به مشاغل مدیریتی قابل توجیه بود امروزه دیگر این تبعیض قابل چشم پوشی نیست و بسیاری از زنان تحصیلکرده تنها به دلیل جنسیت که ریشه در باورهای اجتماعی، تاریخی و سنتی دارد از رسیدن به پست های مدیریتی محرومند و البته هر چه مشاغل حساس تر این بی عدالتی در مورد زنان بیشتر.


* روزنامه نگار و دبیر کمیته زنان انجمن صنفی روزنامه نگاران

سایت خبرنگاران ایران پیش از این نیز گفتگویی با این روزنامه نگار انجام داده است که می توانید آن را اینجا بخوانید .

تحریریه کوچک خانه ما، فرصتی برای گفت و گو و نقد بود

**انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران تنها نهاد صنفی مستقل روزنامه نگاران در ایران در مرداد ماه سال 88 بعد از انتخابات پر مناقشه ریاست جمهوری توسط دولت ایران تعطیل شد .

منبع: خبرنگاران



+ | توسط Admin | تاریخ 6 شهریور 1391 | ساعت 03:42 | نظرات (0)

 

 

PreviousNext



اطلاعات

Admin


بایگانی
2011
2012
2013


پیوندها